شراب یک ساله ی من - تاریخ: 1398/2/24 ساعت: 5:14
حس هم مثل شرابه، تا حالا شراب یک هفته ای خوردی؟ هیچ فرقی با آب انگور نداره.شراب یک ماهه چی؟ خیلی خامه، نمیتونی روش حساب کنی، شراب شش ماهه چی؟ یکم گس شده، عالی نیست اما انگار داره کم کم اصالت آب انگور
سخت میگذره اما میگذره - تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 5:17
روزای سخت می گذرن آره می گذرن روزای سخت روحی و جسمی...خوشحالم که خواب شبانه روزم از ده و دوازده ساعت رسیده به شش و گاهی کمتر. فقط جای ورزشای خوشگلم این وسط خالیه که دیگه روز پر انرژی تر و شب خسته تر از همیشه بخوابم خوبم خب؟ فقط خوب نیستم فکر می کنم که خوبم اما فکر کنم نیستم حالا چندان مهم هم نیست شا...
کم آوردم... - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 22:28
خدایا کم آوردم کمک کن خیلی کم آوردم ناراحتم غصه دارم حالم خوب نیست میزون نیستم بخدا این رسم زندگی نیست که داری برای من رقم میزنی،من که راضی نیستم اما شاید تو راضی هستی خودت کمک کن بهتر رقم بخوره بهتر برام رقم بزن
تولدم بود و شدی هدیه تولدم - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 22:28
..:به نام خدای عشق:..وبلاگ قبلی ما www.mr-spider.mihanblog.comوبلاگ آقا و خانم عنکبوت♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِوَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ♥♥♥♥♥♥♥♥♥...
حس خوب اول صبح - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 22:28
چند وقته که مامان همش میگه گلِ خاله چقدر رشد کرده و رفته اینور خونش و رفته اونور خونش. برا گلِ نازِ خودم ناراحت بودمحالا الان وسط این همه شلوغی که تا ده دیقه دیگه باید حاضر باشم رفتم کنار گلم وایسادم بهش گفتم قربون گل ناز خودم برم تو حرفای مامانُ نشنوی ها تو خیلی ام رشدت خوبه این همه برگ داری اینقدر...
دلی پر از حرف از هر دری - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 22:28
با تمام خستگیم نتونستم از دیدن ماه صرف نظر کنم و چند دقیقه ای بهش زل زدم. چقدر آسمون، ستاره داره...اما آرامش یعنی وقتی بین کلی سرگردونی، راه خودتو پیدا می کنی راستشو بخوای آرامش دارم حتی وقتی آینده های دور رو تصور می کنم و وقتی که قرار باشه برم یه جای دورتر از این مرز ها یه چیزی دلمو قلقلک میده و حس...
زخم قدیمی - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 22:28
دفتر املا چهارم دبستانم رو ورق میزدم خوب و خوش و خندان بودم از نمره های بیستمرسیدم به 16/5 آره براش گریه کرده بودم یادم اومد که جریانش چی بود معلممون گفته بود دفترتون رو با کناری تون عوض کنید و حالا هر کدوم دفتر اون یکی رو تصحیح کنه کناریم، دوست صمیمیم بود مثلا! اما خیلی بدجنس بود بچه بودیم... ولی خ...
.... - تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 3:15
سلام خدایا شکرت بابت این روزها،خدای مهربون تا امروز کمکمون کردی از این به بعدش هم میدونم کمکمون میکنی و تنهامون نمیزاری ولی من بازم دارم میگم که یه موقع برای یک ثانیه هم نگاهت رو از ما بر نداریا،خدایا به حق این روز های عزیز ما جوون ها (ما و شما خواننده های وبلاگ) رو به خواسته هامون برسون خودت کمکون
غذای بهشتی :) - تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 3:15
Home| Email | M0zHgAn | ArcHivE |Profile غذای بهشتی :) چند روزه هوس آلو کردم مامان میخواد سوپ بپزه میگم آلو ام توش بریز. امروز گفت قیمه میخوام بپزم دلم رفت گفتم مامان آلو هم بریز توش. ما بهش میگیم آلو بخارا :) حالا مامان قیمه پخته و برا من تو قابلمه جدا آلو هم ریخته توش :) الان من یه غذای بهشت
تابستونِ اول - تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 3:15
تاریخُ نیگا... شد یک تیر... چه زود میگذره عمر آدم...این روزا انقدر همه چی به هم پیچیده که اگه بخوام مثل قبل بنویسم همش میشه غر و نق. خلاصه که دست از نوشتن های لحظه ای هم کشیدم... این روزا فقط دعا می کنم زود بگذره و خوب تموم شه خیلی التماس دعا برچسبها: آقای عنکبوت, خانم عنکبوت, تابستون, توکل, حاجت
حالا لالای لالای حالا لای لای D: - تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 3:15
اصلا تیر که شروع میشه انگار واس ماس... کلش واس ماس خخخخخب تولدم تو این ماهه. کلی دوسش دارم اصلا ماه به این ماااااهی دیده بودین تا حالا؟! خلاصه حساااااابی ذوق دارم و حتما برا تولدم برا خودم جوراب عروسکی میخرم خوبیِ تولدم اینه که آخرِ تیره یه سری از استرسا کمتر میشه بیشتر تکلیف مشخص میشه و همه
ازدواج - تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 3:15
سلامکامنتی دیدم از کتایون خانم بابت ازدواج و سن ازدواج که به زهرا جان گفته بودن و گفتم نظرم و بینشم رو در قالب یک پست بزارم که عزیزان هم نظراتشون رو بگن و ببینم نظرات دیگران چیه من عقیدم اینه که سن ملاک نیست برای ازدواج اینکه بگیم چون سنت کمه وقت ازدواجت نیست و... چون از نظر من مهم رفتار و گفتار و ت
عشق یعنی تو - تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 3:15
(آینده) آرامش حتما همون لحظاتِ که قالب ژله ات رو داخل ظرف آب گرم میذاری که ژله درست برگرده و منتظر مرد زندگیت هستی که بیاد و از دیدنش چشاش برق بزنهعشق یعنی داشتن کسی که بیشتر از خودت، نگرانته عشق یعنی داشتن کسی که پا به پای لحظه هات زندگی کنه از خنده هات لذت ببره و وقت ناراحتیت، نذاره ناراحت بمونی ت
فی البداهه - تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 3:15
Home| Email | M0zHgAn | ArcHivE |Profile فی البداهه خیلی آدما فقط در حد حرف هستن به عمل که میرسه الکی هیچی... + تاريخ یکشنبه ۴ تیر ۱۳۹۶ساعت 1:22 نويسنده زهرا
عشق ناز - تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 3:15
عشق یعنی کسی باشه تو زندگیت که خواسته هات براش خیلی مهم باشه.آقای عنکبوت برام جوراب عروسکی خریییید وای من غش از ذوقش زندگی همینقدر قشنگه اگه عشق باشه خدایا شکرت عید همگی مبارک باشه التماس دعا دوستای خوبم.
بود اما نبود - تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 3:15
Home| Email | M0zHgAn | ArcHivE |Profile بود اما نبود این روزایی که داره میگذره عمرمه... مثلا ببینی یکی از عزیزانت جلوت داره درد میکشه اما نتونی کاری کنی مثلا ببینی داره جون میده نتونی کاری کنی همچین حسی دارم... نمی دونم این همه حس های ضد و نقیض وجودم از کجا منشاء میگیره اما بدجور داره تیشه می
مبهم نوشت - تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 3:15
1-دست و پای آدم بسته میشه با یه چیزای مزخرف، خب این زندگی فقط یک بار هست و منِ سرتق آدمی نیستم که تن بدم به خیلی از محدودیت ها و خیلی از نارضایتی های دیگران...2-آدمی ام خیلی منطقی، منطقی پوشیده از احساس... و کیه که بفهمه پشت تمام حرفای احساسی فقط منطق رژه میره... 3-خیلی خوب و خوش اخلاق و محترم هستم.
آسمون سیاه ابر پاره پاره - تاریخ: 1396/3/26 ساعت: 4:10
آسمون سیاه ابر پاره پاره زهره بم میگفت وقتی ناراحتی آهنگ غمگین گوش نکن زودتر از پا درت میاره ولی من همیشه برعکسشُ انجام میدم... شدم مث بچه ها که چشاشون پر اشکه و هی میخوان گریه نکنن و چونه شون میلرزه... کی این سایه حال بد قراره رخت جمع کنه و بره... چهارشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۶ 13:16 زهرا
باورم شدی - تاریخ: 1396/3/26 ساعت: 4:10
باورم شدی باید یکی رو برای زندگی انتخاب کنی که هر قدر هم ناراحتی پیش بیاد بدونی رفتنی در کار نیست مطمئن باشی که تا تهِ این دنیا آدمِ زندگیتُ انتخاب کردی... این نهایتِ آرامشِ... خدایا شکرت...برچسبها: آقای عنکبوت, خانم عنکبوت, زندگی, عشق, آرامش چهارشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۶ 18:14 زهرا
غبار غم برود... - تاریخ: 1396/3/26 ساعت: 4:10
یه تست روانشناسی رنگ ها دادم با تعجب خوندمش که جلل الخالق چقدر داره حال منو میگه:تفسیر فیزیولوژی : فشار روحی و تشویش خاطری كه در شخص وجود دارد ناشی از تضاد میان آرزو و واقعیت بوده و در پی آن ناامیدی شدید میآید . سعی میكند فردی �آرمانگرا� باشد ، ولی هدفهای موهومی دارد . چون از زندگی بسیار ناامید